ای نـوش کرده نیــش را بی خویش کن باخویش را ـ مولانا

ای نـوش کرده نیــش را بی خویش کن باخویش را ـ مولانا

ای نـوش کرده نیــش را بی خویش کن باخویش را
بــاخــویش کــن بی خویش را چیزی بده درویش را

تشــــریـف ده عشـــاق را پـر نـــور کـــن آفـــاق را
بـــر زهــر زن تــریــاق را چیـــزی بــده درویــــش را

با روی همچون ماه خود با لطف مسکین خـواه خود
مــا را تــو کن همــراه خــود چیــزی بـده درویش را

چون جلوه مه می کنـی وز عشق آگـــه می کنـی
با ما چه همره می کنـــی چیــزی بــده درویــش را

درویــش را چـــه بـــود نشان جان و زبـان درفشــان
نــی دلق صــدپـاره کشــان چیــزی بــده درویش را

هم آدم و آن دم تویــی هم عیســی و مریـم تویی
هم راز و هم محـرم تـویی چیــــزی بــده درویش را

تلخ ازتـو شیرین میشود کفر ازتـو چون دین میشود
خـار از تـو نسرین مــی شود چیزی بــده درویش را

جان مــن و جــانــان مــن کفــر مـــن و ایــمان مــن
سلــطان سلطانــان مــن چیـــزی بـــده درویــش را

ای تـــن پــرست بـوالحـزن در تن مپیچ و جـان مکن
منگر بــه تــن بنگــر بــه مــن چیـزی بده درویـش را

امـــروز ای شمـــع آن کنــم بــر نور تــــو جولان کنم
بر عشق جان افشان کنم چیـــزی بده درویـــش را

امروز گـویم چـــون کنـــم یک باره دل را خون کنـــم
ویـــن کـــار را یک سـون کنـم چیزی بده درویـش را

تــو عیــب مـــا را کیستی؟ تـو مــار یـا ماهـیستی
خـــود را بگـــو تـــو چیستــی چیزی بده درویـش را

جــــان را درافـــکن در عـدم زیــرا نشــایــد ای صنم
تـو محتشـــم او محتشـــم چیـــزی بـده درویـش را

ادامه این مطلب در لینک مقابل پی سی سیتی“)

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: